After all
Вокруг ложь, а внутри пустота
-گروه مرد و زن، کی مقصره و کی بی تقصیر؟ خود این سوال داره نشون میده که انسان چقدر دوست داره رنج رو گردن دیگری بندازه. احمق، مقصر اصلی همون نیروییه که تورو به این بازی کشیده
+بدبینی بیمارگونت باعث میشه دستامو روی گلوت بزارم و تا قطع شدن نفس هات، فشار دستمو برندارم. مقصر و بی تقصیر؟ این واژه ها هم حتی برای برده هاست. از ترس و ضعف دنبال مقصر میگردی. حقیقت اینه که بیشترشون مقصرن و جرأت ندارن مسئولیت خودشونو قبول کنن.
-مسئولیت؟ چه شوخی ای. برای دردی که از اول توی ذات دنیا نهاده شده؟ انسانی که اسیر میل و ترس و هوسه، چجوری مسئول باشه؟ اون حتی برای خواستن خودش هم آزاد نیست. و نذار خیلی مستقیم توی صورتت بکوبم که از شدت درموندگیت، فقط میخوای از اون قهرمان بسازی، ولی بیشتر شبیه موجودی بشه که توی تاریکی دست و پا میزنه و خیال میکنه مشغول انتخاب کردنه.
+و تو چه غلطی میکنی پیرمرد؟ از زندگی سوگواری بسازی و حتی شک داشته باشی غذایی که عصر خدمتکارت روی میز گذاشته بود، سمی بود یا نه. اگه همه چیز دروغه، خودت حقیقت رو بساز.
-آفرینش؟ چه واژهی پرزرق و برقی. انسان هرچی میسازه، فقط ویرانه ای شیک تر تحویل دنیا میده. هرچی بیشتر بسازی، بیشتر هم میخوای. هرچی بیشتر بخوای، بیشتر رنج میکشی.
+غیر اینه که تو هرچی بیشتر رنج میکشی بیشتر به اون افتخار میکنی؟ اینم نوعی ضعفه.
~ این که هردو زیادی مطمئنین، گند میزنه به همه چیز. قهرمان و واعظ و... راستش اینقدر هم غافلگیرکننده نیست. نه جوابی برای تو هست نه توضیحی. این بی اعتنایی، استخوان دوتاتون رو هم خرد کرده و هردو دارین به نحو متفاوت، رنجتونو به نمایش میزارین.
-یه واقع بین پیدا شد؟!
~ من، کمی بیشتر از تو. اگرچه بدبینی تو اجازه اینو بهت نمیده. درباره مرد ها و زن ها، من نمیپرسم چه کسی ذاتا گناهکاره. در مقابل، میپرسم چه کسی در برابر اون وضعیت ناعادلانه، خاموش میمونه و کدوم طغیان میکنه.
+طغیان. اخلاق رقت انگیز همدردی.
~ طغیان من از جنس ترحم نیست. اگه همهچیز دروغ باشه، تنها شرافت انسان اینه که وانمود نکنه این دروغ، حقیقته.
-شما هنوز خیال میکنید انسان شأن داره! رهایی تو کم خواستنه.
+ و منم میگم رهایی توی تبدیل شدن به چیزی فراتر از این ناله های توعه!
~ هردو از طرف خودتون دروغ میگید. انسان نه قدیسه نه قربانی کامل. توی تاریکی مجبوره راه بره و باید یه روشنایی کوچیکی رو نگه داره.
+سرتاپا بوی دلداری میدی.
~ توام هر حرف انسانی رو با تمسخر بزن که مبادا مجبور بشی ضعفت رو ببینی!
-این بحث مسخره رو تموم کنید. جهان محکوم به رنجه.
+نه، جهان محکوم به تفسیر های چرت و پرت تو نیست. البته از کسی مثل تو انتظار دیگه ای هم نمیره. مجبوری اون امید اخلاقیت رو توی جیبت نگه داری حتی وقتی مستقیم داری راجب پوچی حرف میزنی.
~ از دونفری که ادعای ایستادن دارن، انتظار میره کمتر شبیه کسی حرف بزنن که از پا افتاده.
(این بحث به جایی نمیرسه. یکی، باید جنازه دوتای دیگه رو از این اتاق بکشه بیرون)
-س
