Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words, I don't just say
And nothing else matters
Never cared for what they say
Never cared for games they play
Never cared for what they do
Never cared for what they know
And I know....

Underneath her love, there's a blade
Lost inside her mind, it's a maze
she's a Disaster

خودمو تماشا میکنم یا نسخهای رو که برای زنده موندن ساختم؟

It was all that I wanted, now I'm living without

من نه آنم که در آیینهها بازتابم میدهند،
و نه آنچه دیگران برایم نام نهادهاند.
من گذریام میان آفرینش و ویرانی.
زادهی رنجام، اما آن را به نیرویی بدل کردم
که مرا از همگان جدا کند.
خود را در آینهی آرامش نمیشناسم.
-س

احساس میکنم زیادی دارم دووم میارم.
انگار تو اتاق انتظار دادگاهی نشستم که قاضیش مرده و من تنها محکومیم که از یاد رفته.
نه مجازاتم مشخصه، نه اجازه بیرون رفتن دارم.
فقط موندم تا ببینم این طولانی شدن بیدلیل، آخرش چه کار باهام میکنه.

À part elle il n′attend rien
جز اون انتظار کس دیگه ای رو نمیکشه.
پ.ن: زبان فرانسویا واقعا بغل کردنیه:)