کدام، کدام است؟
این نگاه، از چهار پنج دست گذر کرده و به من رسیده
شاید این صدا هم مال من نباشد
شاید هزاران بار دستبهدست شده باشد!؟
جای تردید وجود دارد، آنچه در من است، از آن من است،
و آنچه در توست، از آن تو.
این واژهها گفته میشوند، یا گفته شدهاند، یا گفته خواهند شد
جای تردید وجود دارد
و اینکه گوینده مرد است یا زن، سنگ است یا نسیم،
آهن است یا ابر، یا باد
جای تردید وجود دارد
شاید هر چیز، پرسشی برای چیزی دیگر است
و کسی نیست پاسخ دهد که فکر از شنیدن، زبان از سخن گفتن و چشم از نگریستن چه میخواهد؟
و کسی نیست پاسخ دهد که دست، دست است؛ چرا دست است؟
شاید هر پرسش تازه
راه تازهایست برای گمراه کردن
کار است، این کار است، کار نیست، این کار نیست
چه چیزیست آنچه میتوان دربارهاش سخن گفت
و آنچه نمیتوان دربارهاش سخن گفت
در آمدن فاصلهای هست، در رفتن فاصلهای هست
در نگریستن فاصلهای هست، در اندیشیدن فاصلهای هست
میگریزی؛ فاصله. میایستی؛ فاصله
همه چیز در میانِ فاصلههاست
و خواهی دید که از نوشتهای به نوشتهای دیگر
از آدمی به آدمی دیگر
این فاصله است که بریده و دوخته میشود، یا شاید فاصلههای تازهای هستند که
به جای آدمها مینشینند
وقتی میگویی «این میان» یعنی کجا؟
و وقتی میگویی «تو»، یعنی که؟
-هامون
