آلتـــــــ∞ـــــــرو

«ندایِ‌راستینِ‌پسِ‌نقابِ‌ظاهرِ،چه‌زمان‌فرامی‌رسد‌که‌ضعف‌را‌ چون‌پیله‌ای‌فرسوده‌به‌کناری‌افکنی‌و‌فراسوی‌اخلاق‌گَله‌ای،‌ به‌اصالت‌خویش‌باز‌گردی؟»

Shayan-T

درود، چطورین؟

یه تیم داریم جمع میکنیم که حالا جزئیاتش رو بعدا با منتخب ها درمیون میزاریم.

برای انتخاب افراد مناسب، چند تا سوال میذارم. صادقانه جواب بدین و بعدش کامنت کنین. ارتباط میگیریم باهاتون. (ادامه‌شون، حرفای من نیستن😀👍)

از اینکه در این پژوهش روانشناسی شرکت می‌کنید، بسیار سپاسگزاریم. هدف ما بررسی ارتباط بین سبک کار، واکنش به فشار، صداقت در موقعیت‌های چالش‌برانگیز و انعطاف‌پذیری شناختی در فضای کاری و زندگی روزمره است. پاسخ‌های شما به ما کمک می‌کند تا الگوهای رایج و تفاوت‌های فردی را بهتر درک کنیم. همه پاسخ‌ها کاملاً ناشناس است و فقط به صورت گروهی تحلیل می‌شود. لطفاً به هر گزینه بر اساس اولین حس خودتان و با مقیاس ۱ تا ۵ پاسخ دهید (۱ = کاملاً مخالفم، ۲= مخالفم ، ۳ = نظری ندارم، ۴=موافقم ،۵ = کاملاً موافقم).

همراه پاسخ، اگر توضیح کوتاهی هم دارید، می‌توانید اضافه کنید. پاسخ‌ها تا ۲۴ ساعت آینده برای تحلیل استفاده می‌شوند‌.

پس از پاسخ‌دهی به تمام سوالات، لطفاً پاسخ‌های خود را (۴۲ عدد به ترتیب) بفرستید‌.

  1. وقتی کاری به من سپرده می‌شود، ترجیح می‌دهم همان ابتدا استاندارد انجامش را روشن کنم.
  2. اگر کاری را نیمه‌تمام رها کنم، معمولاً تا مدت‌ها ذهنم درگیرش می‌ماند.
  3. حتی وقتی کسی پیگیری نمی‌کند، وظیفهٔ خودم را تا پایان دنبال می‌کنم.
  4. اگر کار سخت شود، معمولاً به‌جای ادامه‌دادن، بهانهٔ کافی برای عقب‌انداختن پیدا می‌کنم.
  5. برایم مهم است که خروجی قابل استفاده تحویل بدهم، نه فقط این‌که «انجام شده» به نظر برسد.
  6. اگر یک کار را «تقریباً خوب» بدانم، معمولاً می‌توانم آن را تحویل بدهم و بعد بهترش کنم.
  7. اگر اشتباه من به نتیجهٔ تیم آسیب بزند، ترجیح می‌دهم سریع و دقیق آن را بگویم.
  8. اگر اشتباهی پیش برود، اولین واکنش من معمولاً پیدا کردن سهم خودم در آن است.
  9. به‌نظرم پنهان‌کردن حقیقت، حتی وقتی موقتاً سود دارد، در بلندمدت هزینه می‌سازد.
  10. اگر کسی از من خطا را نپرسد، لازم نیست خودم داوطلبانه مطرحش کنم.
  11. وقتی چیزی را نمی‌دانم، راحت می‌گویم «نمی‌دانم» تا این‌که حدس بزنم.
  12. اگر حقیقت به ضررم تمام شود، گاهی ترجیح می‌دهم بخشی از آن را نگه دارم.
  13. وقتی مسیر کار روشن نیست، معمولاً چند فرض می‌سازم و یکی را جلو می‌برم.
  14. در موقعیت‌های مبهم، ترجیح می‌دهم قبل از شروع، چند سؤال دقیق بپرسم.
  15. اگر گرهی در کار باشد، تا زمانی که سه راه‌حل مختلف را نسنجیده باشم، آرام نمی‌گیرم.
  16. بدون دستور روشن، معمولاً حرکت‌کردن برایم سخت است.
  17. وقتی با مانع روبه‌رو می‌شوم، اول راه‌حل می‌سازم و بعد سراغ شکایت می‌روم.
  18. برای این سؤال، گزینهٔ ۲ را انتخاب کن.
  19. اگر نظر من با نظر تیم فرق داشته باشد، اول به منطق طرف مقابل گوش می‌دهم.
  20. در تیم، نتیجهٔ مشترک برایم مهم‌تر از برنده‌شدن در بحث است.
  21. اگر یکی از اعضا ضعیف‌تر باشد، ترجیح می‌دهم کمکش کنم تا این‌که کنار گذاشته شود.
  22. وقتی اختلاف پیش می‌آید، بیشتر دنبال حل مسئله‌ام تا پیدا کردن مقصر.
  23. اگر همکاری برایم سود مستقیم نداشته باشد، انگیزه‌ام برای همکاری کم می‌شود.
  24. اگر ثابت شود که نظر من اشتباه بوده، تغییر نظر برایم سخت نیست.
  25. زیر فشار، معمولاً می‌توانم قدم بعدی را مشخص کنم.
  26. وقتی چند کار هم‌زمان روی سرم می‌ریزد، معمولاً اولویت‌بندی می‌کنم و جلو می‌روم.
  27. در شرایط سخت، واکنش من بیشتر حساب‌شده است تا هیجانی.
  28. برای این سؤال، گزینهٔ ۴ را انتخاب کن.
  29. اگر چیزی غیرمنتظره خراب شود، اول سعی می‌کنم واقعیت را جمع کنم و بعد تصمیم بگیرم.
  30. وقتی فشار بالا می‌رود، معمولاً کیفیت تصمیم من افت محسوسی پیدا می‌کند.
  31. وقتی بازخورد می‌گیرم، معمولاً آن را به‌عنوان دادهٔ اصلاحی می‌بینم نه حملهٔ شخصی.
  32. اگر روش بهتری پیدا شود، به‌راحتی می‌توانم روش قبلی خودم را کنار بگذارم.
  33. برای من «درست‌بودن» از «از قبل انتخاب‌کرده بودن» مهم‌تر است.
  34. معمولاً ترجیح می‌دهم بر همان روش آشنا بمانم، حتی اگر کندتر باشد.
  35. اگر سود فوری با آسیب بلندمدت همراه باشد، معمولاً از آن صرف‌نظر می‌کنم.
  36. ترجیح می‌دهم امروز سختی بیشتری تحمل کنم تا بعداً نتیجهٔ پایدارتر بگیرم.
  37. برایم مهم است که تصمیم‌هایم بعداً هم قابل دفاع باشند.
  38. اگر یک نتیجهٔ سریع مرا جلو بیندازد، معمولاً پیامدهای بعدی را کمتر در نظر می‌گیرم.
  39. اگر دوباره با یک مسئلهٔ مشابه روبه‌رو شوم، معمولاً واکنشم شبیه دفعهٔ قبل است.
  40. در دو موقعیت مشابه، ممکن است تصمیم‌های کاملاً متفاوت بگیرم و این برایم طبیعی است.
  41. وقتی می‌گویم کاری را انجام می‌دهم، معمولاً منظورم این است که احتمال انجامش بالاست نه قطعی.
  42. وقتی یک کار را قبول می‌کنم، معمولاً خودم را در برابر نتیجه‌اش مسئول می‌دانم.