GOD
داستایوفسکی میگفت:
اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است. انسان غرق در گناه و پلیدی و پستی و پلشتی میشود.
و لکان پاسخ کوبنده و خارقالعادهای به این ادعای داستایوفسکی داشت او میگفت:
"نه اشتباه نکن، اتفاقا اگر خدا باشد گناه ممکن میشود. این خداوند است که گناه را ممکن میکند بدون خدا انسان میتوانست بدون گناه و پستی و پلشتی زندگی کند."
این زرنگ بازی و مفت بری است که هر چه که خوب است را به خدا نسبت دهیم، و هر چه که شر است را به انسان بیچاره مجبور و گرفتار در جبر هستی.
میگویند خدایی هست؟
من هم میگویم حرف شما درست است.
اما نمیتوانید مسئولیت این ادعا را نپذیرید و گردن دیگری بیندازید.
اگر خدایی هست پس خیر و شر این جهان گردن اوست و نه انسان
اگر خدایی نیست،
پس خیر و شر هر انچه در جهان اتفاق می افتد گردن انسان است.
بودن خدا فقط یک معنا دارد و یک پیام مشخص و آن این است که؛
شر و کثافت این جهان گردن اوست.
در جهانی که خدا در آن حکمرانی میکند؛
همه چیز مجاز است.
چرا که همه چیز خواسته اراده و تصمیمگیری اوست.
اگر میخواهید انسان را مسئول اتفاقات جهان کنید اول باید خدا را از جهان بیرون کنید.
پس ژاک لکان کاملا درست و به جا میگوید
