آلتـــــــ∞ـــــــرو

«ندایِ‌راستینِ‌پسِ‌نقابِ‌ظاهرِ،چه‌زمان‌فرامی‌رسد‌که‌ضعف‌را‌ چون‌پیله‌ای‌فرسوده‌به‌کناری‌افکنی‌و‌فراسوی‌اخلاق‌گَله‌ای،‌ به‌اصالت‌خویش‌باز‌گردی؟»

My kid

تایم زیادی بود خودمو بیرون کشیده بودم از این لجن ادما.

حالا منو میبینی عزیزکرده؟ میبینی کجام؟ میبینی دوباره درگیر چه چرت و پرتایی شدم؟ میبینی دوباره قدرت نوشتن رو هم ازم گرفته؟

باید همون موقع که یهویی خودمو کشیدم بیرون از همشون، میدونستم که حتی اگرم نخوام دوباره کشیده میشم این سمت و صاف میوفتم توی تله. همشم تقصیر توی لعنتیه. دوباره دارم امیدوار میشم.

اینجا تاریکه، درست نیست، چیزی نیست که میخواستم.

میدونم اشتباهه، ولی توشم.

فعلا دراماتیک بازی بسه، کارای مهمتری دارم.

از اونور، کتاب خوندن رو فعلا کنار میذارم. بخاطر همین حرف زیادی برای گفتن ندارم.

برمیگردم آلترو. برمیگردم.