آلتـــــــ∞ـــــــرو

«ندایِ‌راستینِ‌پسِ‌نقابِ‌ظاهرِ،چه‌زمان‌فرامی‌رسد‌که‌ضعف‌را‌ چون‌پیله‌ای‌فرسوده‌به‌کناری‌افکنی‌و‌فراسوی‌اخلاق‌گَله‌ای،‌ به‌اصالت‌خویش‌باز‌گردی؟»

?This

این زندگی گذرا و خسته‌کننده ارزششو داره؟ شاید نه. 

شاید تمام چیزی که تجربه می‌کنیم، فقط زنجیره‌ای از روزهای تکراری باشه که پشت سر هم می‌گذرن و ما رو از یک نقطه بی‌معنا به نقطه بی‌معنای بعدی می‌برن. خستگی ما تصادفی نیست، بلکه بخشی از خود زندگیه.

هر روز پر می‌شه از کارهایی که ناچاریم انجام بدیم، از انتظاراتی که دیگران بر دوش ما می‌ذارن، و از امیدهایی که می‌دونیم سرانجام به ناامیدی ختم می‌شن.

حتی شادی‌های کوچک هم بیشتر شبیه وقفه‌ای کوتاه توی روند فرسایش‌اند تا یه چیز واقعی و موندگار.

زندگی شبیه راهیه که مقصدش مرگه، و در طول مسیر، چیزی جز سنگینی زمان نصیبمون نمی‌شه.معنایی اگر باشه، ساخته ذهن ماست؛ برای اینکه بتونیم این بیهودگی رو تحمل کنیم.

خیلی غر دارم. چاره خفه کردنشم فقط خوابه، صبح دیگه یادم نمیاد.