آلتـــــــ∞ـــــــرو

«ندایِ‌راستینِ‌پسِ‌نقابِ‌ظاهرِ،چه‌زمان‌فرامی‌رسد‌که‌ضعف‌را‌ چون‌پیله‌ای‌فرسوده‌به‌کناری‌افکنی‌و‌فراسوی‌اخلاق‌گَله‌ای،‌ به‌اصالت‌خویش‌باز‌گردی؟»

Kouli

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده…
شب مانده است و با شب تاریکی فشرده!
کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو…
شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده!