آلتـــــــ∞ـــــــرو

«ندایِ‌راستینِ‌پسِ‌نقابِ‌ظاهرِ،چه‌زمان‌فرامی‌رسد‌که‌ضعف‌را‌ چون‌پیله‌ای‌فرسوده‌به‌کناری‌افکنی‌و‌فراسوی‌اخلاق‌گَله‌ای،‌ به‌اصالت‌خویش‌باز‌گردی؟»

Azize man

و اما یادت نره عزیز من؛

حتی اگه ریل مسیرهامون دیگه از کنار هم نمیگذشتن‌، من همیشه شونمو برای تکیه کردن تو، آغوشمو برای غم هات، و چشمامو برای خوندن حرف های ناگفته ی اون نگاهت کنار می‌ذارم:)

یادت نره؛ هرموقع دنبال جایی برای گریختن بودی، به من برگرد.