Together
Good For Her
Good For You
Good For Her
Good For You
You were deceived, my girl
end it
خیلی شبیهشی
خیلی
باید ترسید...
نگاه کن
میبینی؟
همیشه دغدغمون فاصله بینمون بود،همیشه دوست داشتیم کنار هم باشیم.
ولی الان چی؟
الان دیگه فاصلمون بیشتر از یه بغله.
الان دیگه یه نقطه ایم تو دنیای همدیگه.
چیشد؟ چیشد که اینطوری شد؟
اینقدر غرق یکی نشید که وقتی به خودتون اومدید، جنازتون برگرده به زندگی واقعی.
نباید از دوست داشتنت متنفر بشم
نه
هنوز نه
الان وقتش نیست
***Fucking Start of saying Bullshit***
کلمات ؛
یه وقتایی کافی نیستن
یه وقتایی توان توصیف ندارن
هرچقدر بنویسی و پاک کنی و باز هم بنویسی ،
کافی نیستن...
مثل همین الان که هر چقدر مغزم با کلمات بازی میکنه
قدرت تعریف حسو حالم الانمو نداره.
میبینی منو؟
خوب نگاه کن بالای زخمیمو ببین،
خوب نگاه کن دستو پای خاکیمو ببین.
بابا من اونی نیستم که تو ذهنت ازم ساختی
من اونقدرام قوی نیستم
جدا چرا فکر میکنی من نمیشکنم؟
چون تاحالا از دردام برات نگفتم؟
من تا همین جاشم که دووم آوردم از روداریم بوده
تموم بحث ها سر حرفیه که از گفتن اون عاجزیم.
تو عالم بی خبری فرو رفتن، بهتر از درک همه چیزه...
تا حس میکنم که " نبابا انگار داره بهتر میشه" همه چیز یهو جوری پیچیده میشه که نه تنها توانی برای هندل کردنش ندارم، بلکه اسم خودمم یادم میره...
و
تمامِ
ماجرا
همینه
که
من
جز
من
هیچی
نداره!

Since that night I've never been the same
Kissing in the rain
_Jordy
همیشه میگن سادگی قشنگ تره پس ساده مینویسم برات
بدون هیچ پیچیدگی و بازی کردن با کلمات
بدون کلمات غیرقابل تلفظ و کمیاب
همه میتونن با یه عالمه کلمهها و جملههایی که مو به تن آدم سیخ میکنه تا اخر دنیا بنویسن
اما اینکه بتونی ساده حرف دلتو بیان کنی همیشه ساده نیست
آینده غیرقابل پیشبینیه و تقدیر عجیب.
ما نمیدونیم قراره فردامون به چی گره بخوره و تو چه مسیری پیش بره، ولی تلاش میکنیم جوری بسازیمش که رو اون ریل کنارهم بودنمون حرکت کنه.
اگر چه کیلومترها با هم فاصله داریم اما از همین راه دور بهت میگم که ارتباطمون برام ارزشمنده.
به قول مانی داری برای خودت خروسی میشی😃
نه همسنی نه کوچیکتر پس نصیحتی ندارم😍✅️
۱۸ سالیگت به قشنگی وجودت.
امیدوارم صبور تر و خوشحال تر از همیشه بریجلو و تو این مسیر حواست به آدمای دورت هم باشه.
تولدت مبارک بیبی بوی🌚
دوستدار تو: ساینا

۱۳۸۵.۹.۱۱
سالها پرسیدم از خود کیستم؟!
آتشم، شورم، شرابم، چیستم؟!
دیدمش امروز و دانستم کنون
که او به جز من، و من به جز او نیستم
بایزید بسطامی
چشمایی رو داشتی که تا ابد تورو نگاه میکرد،
لبایی رو داشتی که جز تو کسی رو نبوسیده بود،
بدنی که جز دستای تو کسی لمسش نکرده بود و قلبی که میخواست تو تا ابد توش باشی.
گند زدی توش.

"مگه نگفتم وقتی داری کار میکنی به منم توجه کن؟؟"
این خود خود رکساناس
پ.ن: فرض کن جوجه نیست. اردکه