Aliveee
ساینا زنده شد🤝
ساینا زنده شد🤝
همه گویند که: تو عاشق اویی
گرچه دانم همه کس عاشق اویند
لیک میترسم، یا رب
نکند راست بگویند؟
_اخوان ثالت
وایییی
حاضرم واسه یدیقه دیدنش، از زندگیم یه سال کم بشه
امشب به طرز عجیبی قابلیت اینو دارم تا خود صب غمگین تو چشات خیره شم
خیره شم و هیچی نگم
خیره شم.
نگات کنم.
کاری که یادم رفته چجوری بود...
برگشت ب پارسال🌚:
اگه یه روز برم،
چند وقت طول میکشه که سکوت، جای صدامو برات بگیره؟
چند وقت طول میکشه که نبودنم، بشه یه عادت بیصدا توی روزای تکراریت؟
شاید یادت نیاد چقدر گفتم "دوستت دارم."
چقدر سعی کردم،
هر لحظه بهت یادآوری کنم که برام عزیزی،
که دنیای من بدون خندههات یه جای خالیه.
الان اینجام، همینجا نزدیکت.
هنوز فرصت هست که بفهمی،
که ببینی چقدر وجودت برام مهمه.
نذار روزی بیاد که برای فهمیدنش دیر شده باشه.
اقا قفلی جدید
لیریکس و معنی ادامه
《در این پریشانی روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم》
ابتهاج.


Your Hands in mine
TXT
دو چشمون سیاهت کافرم کردددد
لب پر خنده ات از دین درم کردددد
شنیدم بی من ات خوابت نبردههههه
فدای چشم و بی خوابیت بگردمممممم
سبز کشمیر ماااخحصثهقحخهصث
چجور میشه یادم بره طوری نگام میکردی انگار تنها حقیقت دنیا بودم؟
یخ زدن دست و پا رو تو استرس و عصبانیت کم داشتیم اونم اضافه شد
نزدیک زمستون که میشه یه مرضی میاد سراغم به اسم "بیا موهامونو کوتاه کنیم"
میدونی؟ کاملا داری نقش بابامو بازی میکنی
همیشه وقتی بد باهام حرف میزنه بعدش باهام صحبت کنه و بد جوابشو بدم یا بگم فعلا حوصلشو ندارم، ورق رو به نفع خودش برمیگردونه که من اینبار بابت اون "الان حوصله ندارم" ای که بخاطر رفتار خودش بوده، عذرخواهی کنم.
و دقیقا برعکس. وقتایی که اون ناراحت میشه، منم همین کارو میکنم.
انگار هیچ کدوم نمیخوایم مسئولیت ناراحت کردن همو بپذیریم.
به قول خودت "از پدر و مادرم فرار میکنم سمت کسی که شبیهشون نباشه"
به عمق فاجعه پی بردم
که کاش نمیبردم
چقد دلم میخاد بزنم آساره رو حذف کنم🌚💙
I helped you; it was a mistake.
I became your friend; it was a mistake.
I yelled at you; it was a mistake.
I fell for you; it was a mistake.
I felt jealous of those around you; it was a mistake.
I confessed my love to you; it was a mistake.
I kissed you; it was a mistake.
I held you in my arms; it was a mistake.
I wrote you letters; it was a mistake.
I loved you; it was a mistake.
I came back to you; it was a mistake.
Everything that made me fall in love with you was a mistake.
Everything.
Love. Love. Love.
The one word I hate even to say out loud.
If it didn’t exist, we wouldn’t be trapped in this chaos.
But here’s the bitter truth: even as I call it a mistake,
I can’t let you go.
I can’t forget the warmth of your touch,
the echo of your laughter,
or how your eyes held mine
as if I was the only truth in this world.
Mistakes aren’t supposed to linger,
but you did.
Mistakes aren’t supposed to haunt,
but you do.
Perhaps the real mistake wasn’t loving you.
Perhaps the real mistake was thinking
I could ever move on from you,
or from this love.