آلتـــــــ∞ـــــــرو

«ندایِ‌راستینِ‌پسِ‌نقابِ‌ظاهرِ،چه‌زمان‌فرامی‌رسد‌که‌ضعف‌را‌ چون‌پیله‌ای‌فرسوده‌به‌کناری‌افکنی‌و‌فراسوی‌اخلاق‌گَله‌ای،‌ به‌اصالت‌خویش‌باز‌گردی؟»

Hard

دارم مینویسم، چون شاید لازم باشه بدونم چقدر خسته‌ام. 

انگار همه‌چیز شده یه نبرد هر روزه که هیچ پایانی براش نیست. 

نمیدونم چرا همه‌چیز این‌قدر سنگین و تاریک شده و چرا امیدی تو دلم نمونده، ولی تنها چیزی که میدونم اینه که متاسفم…

متاسفم که شاید ناامیدتون کردم، شاید اون‌جوری که باید نبودم.