People. So rediculous
بابا زنیکه منو از خودم بپرس
من واسه همه یجور نیستم!!!
حالا باز بیا بگو از فلانی شنیدم خیلی فلان چیزی🚶♂️💔
بابا زنیکه منو از خودم بپرس
من واسه همه یجور نیستم!!!
حالا باز بیا بگو از فلانی شنیدم خیلی فلان چیزی🚶♂️💔
خوبه. خوبه. خوبه. خوبه
بکیرم. بکیرم. بکیرم. بکیرم
احمقم.احمق
ی ذره نه هاا
ی ذره درمون داره
زیاد
خیلی زیاد
ته دره هام باشی میام بغلت کنم.
کسیو ع دس دادم که شبم بدون اون صبح نمیشد.
حالا هی بیا زرت زرت کن برا ما که از احساسات خیلی حالیته🎀
هوا داره دیگه روشن میشه ولی
الان نمیرسم عمرا پیشت
داره برام عقده ام میشه انگار
-دورچی
کاش تو راه مدرسه سگ بخورتم
یه مشت ددیعلی و بیبی گوریل ریختن تو ریاضیا
باباصثقحخصثصث
*نیشخند *نیشخند *نیشخند *نیشخند *نیشخند
رو مود یه بغض سگیم که انگار یه برگ از درخت جلو چشمم میفته میخوام گریه کنم
فقط منتظرم یه چیز بشه بشینم غرق کنم خودمو تو اشکام.
دنیا چه جای مزخرفیه.
بابا! من نیستمتون!
شما ام منو نباشید ، مرسی.
الان که فک میکنم پارسال چقد احمق بودم
البته الانم هستم. سال بعد میفهمم.
کاش بودی اینجا بچه
کاش...
آغاز اضافه شدن یک بدبختی را به بدبختی های قبلی، تبریک میگویم.
نه جدی. سال تحصیلی جدیدتون مبارک:)⭐
شهر برای اتفاقی دیدنت زیادی بزرگه بچه

کمی بیاعصاب، غمگین، دلتنگ، خوابالو، نیازمند بغل و کلافه هستم.
داریم میریم رو به پاییز و من گوه اخلاق تر میشم.
ی چیزی. بمیرم ناهار ختممو با نوشابه میخورید یا دوغ😐؟
میخوام جا بزنم بگید یکی جا من بیاد
"ولی یه روز خودم میام دنبالت"
این برای منم غیرقابل تحمله
ولی قول میدم که منتظر بمونم.
00.23 30.06.03
ridiculous ridiculous ridiculous ridiculous
how everything seems ridiculous
?die
come onnn:).even if I go nothing will be fixed
I can't take it
I can't take it
I can't take it
I can't take it
I can't take it
نعنا دیگه بوی نعنا نمیده
زندگی بس من نمیخام اینوووصثحهقصثحهخ
مود راحیل از سیزن 3 ب بعد: *شکنجه
فشار دادن این قلم خیلی سخته.
با نقش بستن هر کلمه، انگار خودکارم جوهر تموم کرده و برای هر نقطه، هر خط ، هر آوا از خونم میمکه.
آسونه. آسونه این...
اسمش. اسمش. آسونه این "زندگی کردن"؟
یکی از جمله های همیشگیش دیشب یادم اومد. "تولد نقطه آغاز درده. همشم همین نیست"
با افکارم هر شب مست غم، گیجم.
من هیچم. هیچم. هیچم. هیچم. هیچم
"ساینا مگه نمیتونه اینو انجام بده؟"
من هیچم
"نه دیگه باید از پس اینکار بربیاد"
من هیچم
"هیچ نقطه ضعفی نداره. چرا باید نتونه؟"
من هیچم
گیج خوابم ولی دارم مینویسم. نیاز دارم یه چند روزی آدمارو بالا بیارم. کسایی که کثافت از سابقه و گذتشون میچکه ولی الان با یه دست کت و شلوار و کراوات انگشت هاشون رو افسار زندگی مردم میچرخه.
نسخه ظاهری ای که ساختم قوی تر از اونی به نظر میرسه که نگرانم شن. شایدم مغرورتر از اونی که مراقبم باشن.
ضعیف ترین فرد بودن رو کنار گذاشتم. حداقل در مقابل کسایی که دنبال همین میگردن!
با همین لباس زشت قوی بودن تبدیل شدم به آدمی که نصف اون چیزیو که حس میکنه نمیتونه بگه.
کاش حدی برای این فکر کردنم وجود داشت. قبلا حالت تهوع و سردرد به نشخوار فکری خاتمه میداد.
الان دیگه هیچی جلودارش نیست. منو میبره. دست خالی ولم میکنه. دستشو میزنه کمرش و طلبکار میگه "این خودت بودی که نخ رو طناب کردی و انداختی گردنت"
تموم فکر هایی که نصفه ولشون میکنم جایی به طریقی بهم برمیگردن. انگار دارن میگن "هوی مارو جا گذاشتی. معلق نذارمون"
ژوپیتر! عجب جون سختی ای تو
برمیگردم. برمیگردم ازت معذرت بخوام.
اما الان. فعلا، باید تیکه تیکه شی.